![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 22:37 توسط غریبه |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 20:27 توسط غریبه |
|
|
کوه گريه ميکند: آبشار، آبشار!
قیصر امین پور
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 20:59 توسط غریبه |
|
|
اتصال میکرو AVR به کامپیوتر از طریق پورت USB
لینک دانلود: AVR to USB |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 18:40 توسط غریبه |
|
|
كتاب جامع اموزش اكسل
لينك دانلود : |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 19:26 توسط غریبه |
|
|
اطلاعاتي مختصر در مورد WIMAX
لينك دانلود :WIMAX |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:19 توسط غریبه |
|
|
با توجه به گفتمان هایی که با اساتید برجسته برق از جمله مرحوم ویلیام هیت.عزیز دلم اوگاتا دوست خوبم بنجامین کو رفیق شفیق اوپنهایم و تماس های مکرر اساتید دانشگاّهّّ MIT و اكسفورد و كمبريج و...تصمیم بر آن گرفتیم که وبلاگمان را کمی تخصصی تر کنیم
لينك دانلود : |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:9 توسط غریبه |
|
|
سال بر همه بر و بچ وبلاگ نویس
عیدتون مبارک اینم یه هفت سین مهندسی الکترونیک سیگنال سیستم سوسماری سوسپنتانس سورس(FET) سیم سوکت ًحقیقت چیز دیگه ای به ذهنم نرسید |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 19:42 توسط غریبه |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 18:32 توسط غریبه |
|
||||
|
بنام خدا
شب یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم.بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است.چرا اب به گلدان نرسیده است.و هنوز هم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسدکه هنوز هم که هنوز است.چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است.چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است. شب این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل اشفته شود حس. تو کجایی گل نرگس...؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 11:13 توسط غریبه |
|
|
برای اینکه غم رودل زینب نشینه دار وندار خیمه یل ام البنینه زینب می گه فدای قد وبالای عباس لالایی رقیه صدای پای عباس طفلی می گفت تو خیمه با هر کی خواب نداره همه راحت بخوابین عمو جونم بیداره رباب می گه برای طفلی که شیر نداره صبح که بشه عموجونت میره و آب می آره زینب میگه با عباس بشین کنار خواهر دیگه وقتی نمونده جون بفدات برادر حسین من یه حسرت داره به جون خواهر دلم میخواد که یکبار بهش بگی برادر عباس می گفت یه روزی وقتی که بچه بودم یه حرفی مادرم زد شد همه وجودم تو شبهای غریبی مهتاب من حسینه تو نوکر حسینی ارباب تو حسینه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 17:54 توسط غریبه |
|
|
به خاك و خون نشسته در و ديوار غزه
نمييابد طبيبي دگر بيمار غزه غبار بيكسي را نميشويد كس از روي همي خون بارد و اشك ز هر گفتار غزه گرفته آسمان هم هواي غصه و غم به تنهايي اين خاك به روزگار غزه هوا و خاك و دريا شده كوهي ز آتش تصور كن تو اكنون غم سرشار غزه يتيمان گرسنه، همه تبدار و خسته دل مادر كباب و جهان غمخوار غزه پدر غرق به خون شد، برادر زير آوار ندارد تكيهگاهي يتيم زار غزه ز جنگ نابرابر چه ميداني برادر ببين نامردمي را تو در پيكار غزه دلم ميخواهد امشب به غزه پر بگيرم ببندم زخمهها را كنم تيمار غزه من از گلهاي غزه چه بايد ميسرودم كه دارد بوي جنت همه آوار غزه پليد و بياصالت رژيم پست و جعلي به خون رنگين نموده رخ و رخسار غزه عرب بايد بميرد از اين بيغيرتيها كه ديده بسته باشد بر اين كشتار غزه خدايا غرب وحشي هراس از تو ندارد كه ياري مينمايد همي كفتار غزه برادر جان بپاخيز كه گاه انتقام است مسلمانان شماييد كنون سردار غزه كفن مردانه پوشيد براي دين و قرآن شهيد است آنكه ميرد در اين پيكار غزه جهان شايد ببندد دو ديده بر ستمها يقين دارم كه چشمي است همه بيدار غزه يكي حيدر تباري غيور و شهسواري نميخوابد به شبها ز روز تار غزه خدايا مهرباني تو يار بيكساني تويي يا رب به هستي يكي دلدار غزه محمدحسن صالحيمرام |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 17:48 توسط غریبه |
|
|
زلال ناب کرامت آنها ـ نوزادگان آهرمن ، دشداشه پوشهای مخنث ـ با شکم های برآمده چون طبل در تالارهای طلایی هزار ویک شب تردید ندارند که ذلت را و خون سیاه رذالت را در خانه ی جان و دل بپذیرند و غزه با جسمی سراسر خون و همه زخم و سینه ای لبریز از فریاد و همه خشم تردید ندارد که عزت را وزلال ناب کرامت را همیشه و تا هر روز پرچم افراشته ی خود بداند * * غزه ، اکنون و تا همیشه شهر متبرک خون است شهر شهود و شهادت انسان شهر شکوه رهایی . آنها ـ دشداشه پوشهای مخنث ـ با فرمان کاخ سفید و واکینگهام دردانه ی اهریمن را بزک می کنن و با ناز و کرشمه ، خون کودکان غزه را در جام فرزندان " هرتزل " می ریزند . دیشب غزه خواب " تل زعتر " را دیده بود و " کفر قاسم " خواب " دیر یاسین " و " صبرا و شتیلا " به غره گفته بودند تو می مانی ، چنانکه ما اگر چه زخمی ، اگر چه خونین * * گاهی زمان سکته می کند ، می ماند اما غزه ، امروز به زمان شهامت رفتن داده است تا در میان کوچه های غم گرفته ی زخم و خون و غربت سرشت بالیدن را دوباره بیابد غزه ، امروز میزان الحراره ی انسانیت است خطی است باریک میان اهریمن و انسان امروز ، در غزه انسان دوباره ترجمه می شود و ابلیس دوباره نمایان اکبر نبوی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:16 توسط غریبه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من همان غریبه ام که به تنهایی دل سپردم برای دل تنهایم هزاران بار قصه عشق رو از نو شمردم. تو همان غریبه ای که برای باور دل خسته ام هنوزم به آمدنت چشم انتظار نشسته ام
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلم3 فیلم2 فیلم ParsMp3 امروز من اشکهای یخی جاده خاکی تقدیم به عاشقان خالق یکتا ره عشق سوخته دل آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|